روزهای آخر ساله و کمتر از دوهفته به پایان سال 97
سال 98 رو پیشاپیش خیلی دوست دارم نمیدونم چرا؟ ولی میدونم قشنگترین اتفاقای زندگیم تو این سال قراره بیفته. هر چیزی که الان برام آرزوئه تو این سال محقق میشه... نمیدونم چجوری ولی میدونم میشه و سرعتش اونقد بالاس که بازم من نتونم خودمو با خود 98یم تطبیق بدم!! همیشه همینطورم کلن
امروز سه تا فیلم دیدم البته به استثنای فیلمای بیخودی که نصفه و نیمه پاکشون میکنم! صبح فیلم خوک، بعدازظهر فیلم گرگ بازی و الان که نیمه شبه 50 کیلو آلبالو رو دیدم. طبیعتا کمدی پسند بودنم میگه که از این سه تا به ترتیب اول 50 کیلو آلبالو و بعد خوک ، از گرگ بازی خوشم نیومد کمااینکه میتونست جذابتر باشه. این فیلمهای جدید انگار دارن راه سینمای آینده رو هموارتر میکنن و فیلمهایی با این سبک انشاالله با فیلمنامه های بهتر و بازیگران بهتر تولید بشن.
نمیدونم چرا از قندون جهیزیه (فک میکنم اسم فیلمی بود که نگار جواهریان بازی کرده بود) از این خانم اصلا خوشم نمیاد. تنها فیلمی که بازیشو دوست داشتم برلین بود. اصولا فیلم با پایان باز رو دوست ندارم ولی بعضی از پایان بازها به واقعیت نزدیکترن.
مثلا حدود یک هفته وقت گذاشتم و سه فصل دلدادگان رو تا دیشب دیدم. نظر خیلی ها رو خونده بودم که پایان مزخرفی داشت و همین من رو ترغیب به دیدنش کرد! از فصل اول تا قسمت چهار یا پنج میخواستم بذارمش کنار که یه دفعه جذبش شدم و ادامه دادم . پایانش از دید من خیلی واقعی و خوب تموم کرد در صورتی که میتونست اگه مثل همه سریالا میخواستن پایان گل و بلبل بذارن ارغوان باید بهوش می اومد و احتمالا تا عروسی ارغوان و امیر هم پیش می رفتن اما خب این واقعیت که ارغوان باید تو کما میموند و خب خانواده در بیمارستان دور هم جمع می شدن اوکی بود واقعا. همینطور بازی خوب پانته آ بهرام که از عاشقانه طرفدارش شدم و فیلم و سریالاشو دنبال کردم دلیل دیگه دیدن این سریال بود.
بهرحال حسم شده مثل اینا که میرن جشنواره فجر، فیلم ببینن بیان نقد کنن و این حرفا... همش تو فیلم و سریال غرقم این روزا... الهی که زودتر این سال بگذره، کارای من به سرانجام برسه و بتونم اون چیزی رو که میخوام با خیال راحت و جمع شروع کنم.
همچنین خدایا ازت میخوام جوابم رو بده ... والا!!!
شب بخیر
نیمه شب 14 اسفند 97...ما را در سایت نیمه شب 14 اسفند 97 دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 91